العلامة المجلسي

62

مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى )

مىدانست مقرر كرده بود كه هر صبح و شام مىآمد و لغت عربى به من مىآموخت ، تا آن كه زبانم به اين لغت جارى شد . بشر گويد : كه چون او را به سرّمن راى بردم و به خدمت حضرت امام على نقى - عليه السلام - رسانيدم ، حضرت به كنيزك خطاب فرمود كه چگونه حق سبحانه و تعالى به تو نمود عزّت دين اسلام را و مذلّت دين نصارى و شرف و بزرگوارى محمد و اهل بيت او - عليهم السلام - را ؟ او گفت : كه چگونه وصف كنم براى تو اى فرزند رسول خدا چيزى را كه تو بهتر مىدانى از من . پس حضرت فرمود : كه مىخواهم تو را گرامى دارم ، كدام يك بهتر است نزد تو اين كه ده هزار اشرفى به تو بدهم يا تو را بشارتى بدهم به شرف ابدى ؟ گفت : بلكه بشارت ابدى را مىخواهم و مال را نمىخواهم . حضرت فرمود كه بشارت باد تو را به فرزندى كه پادشاه مشرق و مغرب عالم شود ، و زمين را پر از عدل و داد كند بعد از آن كه پر از ظلم و جور شده باشد . گفت كه اين فرزند از كى به عمل خواهد آمد ؟ گفت از آن كسى كه حضرت رسالت پناه - صلى الله عليه و آله تو را براى او خطبه كرد ، پس از او پرسيد كه حضرت مسيح و وصى او تو را به عقد كى در آوردند ؟ گفت به عقد فرزند تو امام حسن - عليه السلام - . حضرت فرمود كه آيا او را مىشناسى ؟ گفت از آن شبى كه به دست بهترين زنان مسلمان شده ام شبى نگذشته است كه او به ديدن من نيايد . پس حضرت ، كافور ، خادم را طلبيد و فرمود كه برو و خواهرم حكيمه خاتون را طلب كن ، چون حكيمه داخل شد حضرت فرمود كه اين آن كنيزى است كه مىگفتم ، حكيمه خاتون او را در برگرفت و بسيار نوازش كرد و شاد شد . پس حضرت فرمود : كه اى دختر رسول خدا ، ببر او را به خانه خود و واجبات و سنّتها را به او بياموز ، كه او زن حضرت امام حسن عسكرى ، و مادر حضرت صاحب الزمان - صلوات الله عليهما - است « 12 » .

--> ( 12 ) . بحار الانوار 51 / 6 - 10 از غيبت شيخ طوسى .